چه قدر سخته وقتی تو زندان عاشقی گرفتار شدی و ازت پرسیدن جرمت چیه؟بگی:عشق... چه قدر سختته وقتی که کادو تولدت که همیشه کلی واست عزیزه بی وفایی باشه... چه قدر سخته وقتی کسی که دلت رو اسیر کرده جواب عاشقانه تو رو نده... چه قدر سخته وقتی عاشق کسی باشی که از عشق چیزی نمی دونه... ولی سختر از همه اینه که تو جاده های عاشقی به تابلوی عبور ممنوع بخوری همون تابلویی که هزاران قلب عاشق رو پشت خودش نگه داشته...عشق ممنوع