ثبت نام .:. رمزعبور را فراموش كرده ايد؟
جستجو

بازگشت به وبلاگ ‌| صفحه شخصي كاربر

كه بيايي از راه
دل به این جاده نشاندم که بیایی از راه چشم بر راه تو ماندم که بیایی از راه کولباری که پر از غربت و تنهایی بود تا دم مرگ کشاندم که بیایی از راه همه ی عمر سکوتم به همین فکر گذشتچه بگویم به تو آن دم که بیایی از راهعشق تنها غزلی بود که یادم دادینرم و با حوصله خواندم که بیایی از راهلحظه ی بدرقه ات روی زمین افتادمخاک ها را نتکاندم که بیایی از راهآخرین قطره ی اشک است که می ریزم آهچشم ها را نچلاندم که بیایی از راه سالها زود گذشتند پس از توآنقدر زنده نماندم که بیایی از راه

حذف | ويرايش | چهارشنبه 30 مرداد 1387
نظرات...
rhpb:
ادبیات شما که خوبـــــــــــــــــــــــه قشنگ بود مرسی
چهارشنبه 30 مرداد 1387
ارسال نظر
تنها كاربران سايت قادر به ارسال نظر مي باشند.
كليه حقوق متعلق به سايت گنجشك مي باشد.
Copyright ©2006 - 2008